تبليغاتX
متوتركسات (متو)
وب‌نوشته‌هاي يك پزشك
 

تقريباً همه‌ي نوابغ پزشكي دنيا دار فاني را وداع گفته‌اند: هاريسون، شوارتز، نلسون، كاپلان و... من هم كه چندان حال و روز خوشي ندارم!

پ.ن : روز پزشك مبارك   

+ نوشته شده در  86/05/31ساعت 8:27  توسط Dr.MTX  | 

 

If I could rearrange the alphabet,

… I'd put U and I together.


يك آهنگ بسيار دلنشين از Uğur Işılak خواننده محبوب و بامرام تركيه

+ نوشته شده در  86/05/28ساعت 8:26  توسط Dr.MTX  | 

 

اگه يك ميليون تومان از بيت‌المال بالا بكشي، از دمت مي‌گيرن و مي‌ندازنت هلوفدوني و يه پرونده چند وجبي هم برات راس و ريس مي‌كنن، طوريكه اگه پشت گوشتو ديدي اون‌ور زندون رو هم ببيني.

... ولي اگه بالاي يك ميليارد كش بري، اولاً اونقدر بزرگ هستي كه كسي عمراً بتونه بهت بگه بالاي چشمت ابروست، در ثاني حتي به فرض محال زندون هم رفتي، سلولي برات مهيا مي‌كنن كه سوئيت هتل‌هاي 7 ستاره جلوش لنگ بندازن...

+ نوشته شده در  86/05/23ساعت 8:46  توسط Dr.MTX  | 

مرد ثروتمندي در ماشين آخرين سيستم خود با سرعت از خيابان ساكتي مي‌گذشت. ناگهان كودكي از ميان دو ماشين پارك شده تكه آجري به سوي او پرتاب كرد و به ماشينش برخورد كرد. راننده سريع ترمز زد و پايين پريد و ديد سپر ماشينش خراش برداشته. بطرف پسرك دويد. پسرك داخل كوچه‌اي دويد كه در انتهاي آن برادر فلجش از روي صندلي چرخ‌دار روي زمين گل‌آلود افتاده بود. پسرك در حالي كه از ترس مي‌لرزيد گفت: آقا، اينجا خياباني خلوت است و بندرت كسي از اين خيابان عبور مي‌كند. برادرم زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. من مجبور بودم شما را براي كمك كردن به برادرم با پرتاب آجر متوقف كنم. مرد بسيار متأثر شد و بعد از بلند كردن برادرش از زمين، از پسرك معذرت‌خواهي كرد.

نتيجه اخلاقي : در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به سويتان پرتاب كنند!

+ نوشته شده در  86/05/19ساعت 19:43  توسط Dr.MTX  | 

مریم مطلب جالبي رو تو وبلاگش نوشته بود كه «چه حالي بهتون دست ميده اگه آبدارچي سر به زير و مظلومتون ‌رو جلوي يه مدرسه دخترونه در حال تک‌چرخ زدن ببينيد؟!»

 تقريباً شبيه اين ماجرا واسه من هم چند روز قبل اتفاق افتاد. مستخدم سر به زير و خجالتي ما كه روش نمي‌شه موقع صحبت كردن تو روي آدم نگاه كنه، اومده بود پيشم و واسه سوزاكي كه گرفته بود ملتمسانه دارو درمان مي‌خواست !!!


يكي از نوستالژي‌هاي دوران دانشجوييم.

Don't give up _ Modern talking 3.2M.B

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت 13:41  توسط Dr.MTX  | 

رمز داشتن زندگي خوب اين است كه آنرا شبيه يك چمدان ببنديم.

(فضاهاي خالي را با چيزهاي كوچك پر كنيم.)

+ نوشته شده در  86/05/15ساعت 8:27  توسط Dr.MTX  | 

خوش به حال ما. كي ميگه تو مملكت ما بنزين قحط شده؟ دو تا راننده تاكسي شماره موبايلشونو به من دادن و هر وقت كه بهشون زنگ مي‌زنم، بي‌منت ايكي ثانيه باك ماشينم پر مي‌شه ليتري 300 تومن. اصلاً هم استرس بنزين رو ندارم. اين استكبار جهاني كه همش مشت مي‌كوبيم تو دهنش ولي ككشم نمي‌گزه چه فكر و خيالهاي خامي كرده. تحريمها و تهديدهاشون تأثيري به حالمون نمي‌كنه كه هيچ، تازه به نفعمون هست. يه راهي پيدا كرديم كه پولهاي اضافمونو كه نمي دونستیم چطوري خرج كنيم، داريم تو بازار سياه عین آب خوردن خرج مي‌كنيم.

+ نوشته شده در  86/05/12ساعت 14:1  توسط Dr.MTX  | 

وقتي صفر جلوي اعداد ديگهمي‌ايسته، غروركاذبي بهش دست مي‌ده.

+ نوشته شده در  86/05/10ساعت 15:10  توسط Dr.MTX  | 

 

خداوندا به من قدرتي عطا فرما كه تا اونجايي كه مي‌تونم اوج بگيرم و بتونم تو مسابقات فوتبال يه برگردون مثل په‌له بزنم !

راستي مسابقات فوتبال‌مون شروع شده. نمي‌دونم چرا يه جورايي احساس مي‌كنم شبيه رونالدينهو شدم (البته يه تفاوت جزئي با هم داريم و اونم اينكه من سفيدترم و دندون جلويي‌هام سرجاشن). شايد به خاطر اينه كه ازم توقع بالايي دارن ! فعلاً قبول ندارن كه من فقط يه پزشكم و والسّلام !

پ .ن : اين‌هم قسمتی از بنده قبل از شروع مسابقه.

+ نوشته شده در  86/05/05ساعت 18:40  توسط Dr.MTX  | 

خبر دست اول : اينترنت نمايندگان مجلس نيز ف.ي.ل.ت.ر شد. به گفته حشمت الله فلاحت پيشه در مورد اينترنتي كه نمايندگان مجلس مي توانند استفاده كنند متأسفانه به حدي انقباضي عمل شده است كه امكان دسترسي به بسياري از سايت‌ها وجود ندارد.


پ.ن 1 : حالا نمايندگان محترم يكدست مجلس هم ببينند كه دور از جون شما، احساس نامحرم بودن و مورد تحميق قرار گرفتن چه كيفي داره !!!

پ.ن 2 : جون من این عکس رو خوب نگاه كنيد. اين نمایندگان شجاع و متهور ما هستند كه براي ما و به جاي ما تصميم مي‌گيرند !

+ نوشته شده در  86/05/03ساعت 12:3  توسط Dr.MTX  | 

داد درويشي از ره تمهيد، سر قليان خويش را به مريد

گفت از دوزخ اي نكو كردار، گهي آتش به روي آن بگذار

برگرفت و ببرد و بازآورد،...

گفت در دوزخ آن چه گرديدم، بركات جهيم را ديدم

آتش و هيزم و زغال نبود، اخگري بهر انتقال نبود

هيچ كس آتشي نمي‌افروخت، هر كسي ز آتش خويش مي‌سوخت !

 

                                                     «وصال شيرازي»

 

پ.ش : اين بنده خدا وصال شيرازي 180 سال پيش تونسته بوده وضعيت كنوني ما رو ترسيم كنه.   

+ نوشته شده در  86/05/01ساعت 9:24  توسط Dr.MTX  |