|
|
|
|
از لحظهاي كه وبلاگتون رو باز كردم تا وقتي كه اونو بستم، همينطور يكريز ميخنديدم. بايد یه روز وقت بذارم و وبلاگتون رو بخونم !
يه عکس جالب |
||
|
|
|
|
پرستو خانم (بهنوش بختیاری) خل و چل سريال چارخونه كه معرف حضورتون هست با اون پييييييييييخ كردنش كه همه رو زهره ترك ميكنه. آقايي 45 ساله رو ويزيت كردم كه دچار زخمهاي آفتي متعدد Aphthous ulcer و دردناك در ناحيه مخاط دهان و كنارههاي زبانش شده بود، بطوريكه تغذيه بندهخدا مختل شده و حدود 6 كيلو وزن كم كرده بود. ميگفت آخر شب كه از سركار برگشته بوده و ميخواسته وارد خونش بشه كه دختر كوچيكش يهويي از پشت در ميپره جلوش و داد ميزنه پييييييييييخ .... بدبخت از ترس Faint ميكنه و از فرداش اين زخمهاي دردناك تو دهنش ظاهر ميشن. اين هم از آموزشهاي بهينهي صدا و سيما براي فرزندان برومند و آي كيوي اين مرز و بوم.
خبر مهم در مورد امتحان دستياري امسال رو از اینجا بخونين. |
||
|
|
|
|
با ديدن هر در بلافاصله وجود يك ديوار ضروري به نظر ميرسه. ولي آيا با ديدن هر ديوار به همان اندازه، لزوم وجود يك در احساس ميشه؟
|
||
|
|
|
|
راستي چرا حرف زدن با دهان پر از غذا بيادبيه ولي حرف زدن با كله خالي از ايده و تفكر، عادي؟ |
||
|
|
|
|
زن با شوهرش كنار درياچهاي نشسته بودند. زن در حالي كه به ابرهاي بالاي سرشان اشاره ميكرد گفت : يادته بهم گفتي يه خونه رو ابرا برات ميسازم؟ مرد سنگي به داخل درياچه پرت كرد و گفت : يادم نيست. زن نيشخندي زد و گفت : تو خيلي وقته همه چي رو زود فراموش ميكني. مرد سنگ ديگري پرت كرد و گفت : تو چيزي گفتي؟! |
||
|
|
|
|
خورشيد باش كه اگر خواستي بر كسي نتابي، نتواني. Flying over the rainbow_Chris de burgh (3.7 MB) Right click & save target as |
||