تبليغاتX
متوتركسات - ديالوگ خانوادگي

زن با شوهرش كنار درياچه‌اي نشسته بودند. زن در حالي كه به ابرهاي بالاي سرشان اشاره مي‌كرد گفت : يادته بهم گفتي يه خونه رو ابرا برات مي‌سازم؟

مرد سنگي به داخل درياچه پرت كرد و گفت : يادم نيست.

زن نيشخندي زد و گفت : تو خيلي وقته همه چي رو زود فراموش مي‌كني.

مرد سنگ ديگري پرت كرد و گفت : تو چيزي گفتي؟!

نوشته شده توسط Dr.MTX در جمعه یازدهم آبان 1386 ساعت 0:20 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar