امان از ديوارهاي نازك برجهاي مسكوني كه آبرو واسه آدم نميذاره. بعد از ظهر امروز همسايه ديوار به ديوارمون پسربچه 8 سالهاش رو آورده بود كه گلوش درد ميكنه و تب داره. پسربچه آنژين استرپتوكوكي كرده بود. تو خونمون يه پنيسيلين 1200000 بود كه دادم به باباش وگفتم نصفشو براش تزريق كنن. آقا چشمتون روز بد نبينه، در حين تزريق پنيسيلين توسط مادرش (كه نرس هم هست) فحشهاي آبدار و اصل و نسبدار پسربچه رو از وراي ديوار ميشنيدم كه نثار بنده ميشد!
نوشته شده توسط Dr.MTX در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 23:10 | لینک ثابت |

