او را بخوان،
چنان كه اجابت كند تو را
او در نبسته است
ديوار را، تو در گرد وجودت كشيدهاي
آهسته در بكوب
با قطره قطره اشك بكوبان كلون در
آن گونهاي كه سزاوار بندگيست
فرياد كن تو خالق خود را
به او بگو
اي مهربان بگير، خالي دستان ناتوانم
اي مهربانترين، گر چه چنين دير آمدم
...................... ولي من آمدم
نوشته شده توسط Dr.MTX در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 23:12 | لینک ثابت |

