تبليغاتX
متوتركسات - زور بازو !!!

با شوهرش اومده بود. 28 سالش بود  فوق ليسانس ... و كارمند قراردادي يكي از ادارات. سرش بشدت درد مي‌كرد. مي‌گفت لبه پنجره به سرش خورده. ولي دروغ مي‌گفت، چون ترس توي چشاش موج مي‌زد و حين دادن شرح حال به من، با وحشت به شوهرش نگاه مي‌كرد و شوهر خونسردش در حالي كه لبخند كذايي رو لبش بود سخنانش رو تأييد مي‌كرد. نه... اينا دارن دروغ ميگن... چون حين گرفتن فشارخونش اكيموز‌هاي (خونمردگي) وسيعي رو روي ساعدش ديدم كه تازه بودن، ولي به روي خودم نياوردم. فرستادمش راديولوژي واسه گرافي جمجمه. چند دقيقه بعد خواهرش اومد با چند بسته قرص ديازپام 5 كه مي‌گفت خواهرم با شوهرش دعوا كرده، شوهرش حسابي كتكش زده و سرشو كوبونده به لبه كابينت، اونم  از ناراحتي 20 تا دونه از اين قرصها رو خورده... واي خداي من، مشكل شد دوتا...  شستشوي معده ...

...چند روز بعد بهم زنگ زد واسه تشكر. مي‌گفت كارشو تازه 5 ماهه شروع كرده و شوهرش راضي نيست اون بره سره كار و به خاطر اين موضوع هر روز توخونه‌شون بزن بزنه...

سؤالاتي برام پيش اومده كه خيلي دارن آزام مي‌دن و تا حالا جوابي براشون پيدا نكرده‌ام : آيا فرهنگ مرد سالاري در خانواده‌هاي با تحصيلات عالي، به اين شدت وجود داره؟ آيا كتك زدن يك زن كه به قصد كمك به اقتصاد خانواده و تأمين مخارجش، خارج از خونه داره كار مي‌كنه از نشانه‌هاي مردانگيه؟ اصولاً چرا بايد زن رو (كه ساختار روحي و فيزيولوژيك ظريفي داره) كتك زد؟ آيا يك زن حق كار كردن و كسب هويت رو ندارد؟ چرا اون خانوم اقدام به خودكشي رو انتخاب كرده؟ چرا من خودم رو به نفهمي زدم و... خيلي دارن آزارم مي‌دن.

نوشته شده توسط Dr.MTX در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 13:33 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar